طمع ورزی

۲۹

میر مؤمنان علی علیه السلام در کلمات قصار در نهج البلاغه، می فرماید: أَكْثَرُ مَصَارِعِ‌ الْعُقُولِ تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطَامِع‌[1] یعنی بيشترين آسیبی که عقل می بیند از طمع هاست.

عقل سرمایه ی بسیار مهمی است که خداوند به انسان داده است. اگر عقل آسیب نبیند غالب مشکلات حل می شود ولی عقل آسیب هایی دارد که اگر پیش بیاید از کار می افتد و در نتیجه اعمال انسان دیگر عاقلانه نیست و جاهلانه می باشد.

حقیقت طمع عبارت است از اینکه انسان در خواست چیزی را داشته باشد که به آن نمی رسد یا درخواست چیزی که به آن نیاز ندارد و یا درخواست چیزی که توأم با ذلت است را داشته باشد.

حال باید دید که مراد از بُرُوقِ چیست. بعضی آن را به رعد و برق تعریف کرده اند که انسان ممکن است در بیابان باشد و راه را گم کند و برقی در آسمان پیدا شود و راه را نشان دهد و تا بخواهد مسیر را پیدا کند برق خاموش می شود و فرد دوباره از ادامه ی مسیر باز می ماند.

اگر این معنا باشد روایت می گوید که عقل انسان توسط طمع فریب می خورد و راه صحیح را در زندگی گم می کند.

بسیاری از اختلاس ها و استفاده های سوئی که در مسائل اقتصادی اتفاق می افتد مربوط به طمع است و بسیاری از آنها مربوط به حرص است.

احتمال دیگر این است که مراد از برق، طمع های خیره کننده باشد که چشم انسان را به خود خیره می کند و در نتیجه انسان نمی تواند راه را پیدا کند و عقل او از کار می افتد. زیرا چشم عقل در این صورت نمی تواند درست ببیند و واقعیت ها را تشخیص دهد.

از جمله چیزهایی که از طمع منشأ می شود ذلت است زیرا شخص طمع کار جلوی هر کسی سر خم می کند و شخصیت خود را فدای طمع می کند و آبروی خود را از بین می برد و ذلت را می پذیرد.